قیمت واقعی

خواب دیدم که برج میلاد در حال فرو ریختن است و این فرو ریختن را هیچ کس نمی‌دید جز من!
سوار ماشین شدم و خودم را رساندم به برج میلاد که دیدم دوروبَر برج را بازاری قدیمی فرا گرفته و امام‌زاده‌ای که محل رفت‌وآمد بسیار است. همه‌ی خانواده بودند و هیچ کس متوجه‌ی سراسیمگی من نبود. مشغول جمع شدن و رفتن به خانه‌ی کسی بودند به قصد مهمانی و امر خیری شاید. از آنجایی که بودیم برج پیدا نبود.
به هر کس می گفتم بابا خودم دیدم داشت می ریخت
می گفت کو؟ از اینجا که چیزی معلوم نیست!
و برج واقعا نبود. پشت حجره‌های بازار و صحن امام‌زاده پنهان بود.
 به من گفتند برو کله قند بخر!
سوار ماشین شدم بیشتر به قصد رسیدن به جایی که باز بشود برج را دید. ماشین خیابانی پر جمعیت را با سرعت طی کرد و خیلی زود باز هم برج پیدا شد که داشت فرو می‌ریخت.
به راننده گفتم آقا می بینی داره می‌ریزه؟
گفت کرایه‌ات می شه سه هزار تومن.
گفتم برا همین یه ذره راه؟
چیزی نگفت. خیلی آرام دستش را کرد توی جیبش و چاقویی در آورد و گذاشت زیر گلویم و گفت: می‌خوای قیمت واقعیش رو بات حساب کنم؟
پیاده که شدم، آفتاب به برجِ قد افراشته می‌تابید و باد می‌آمد.

/ 1 نظر / 25 بازدید
طاهره

هی آقای نارنجی من خواب من این بود که جان اسنو زنده شده و پناه آورده خونمون.بعدش از سرکوچه رئیس نایت واکرا با اون هیات بلندبالا و مشکی رنگش و چشمان نافذ قویش داره تماشامون می کنه و آهسته آهسته داره میاد به سمتون. جالب که امروز که بلند شدم دیدم همه خبرگزاریا نوشتن جان اسنو زنده س !!!