رسم عاشق کشی

هشدار: خطر اسپویل شدن!
چگور:سازی است از خانواده‌‌ی سازهای زهی مقید از رده‌ی تنبور که به آن دوتار نیز می‌گویند.

 

آواز چگور
از این اوستا
مهدی اخوان ثالث


وقتی که شب هنگام گامی چند دور از من
 نزدیک دیواری که بر آن تکیه می‌زد بیشتر شب‌ها
با خاطر خود می‌نشست و ساز می‌زد مرد
 و موج‌های زیر و اوج نغمه‌های او
 چون مشتی افسون در فضای شب رها می‌شد
 من خوب می دیدم گروهی خسته از ارواح تبعیدی
 در تیرگی آرام از سویی به سویی راه می‌رفتند
احوال‌شان از خستگی می‌گفت ، اما هیچ یک چیزی نمی‌گفتند
خاموش و غمگین کوچ می‌کردند
افتان و خیزان ، بیشتر با پشت‌های خم
فرسوده زیر پشتواره‌ی سرنوشتی شوم و بی‌حاصل
چون قوم مبعوثی برای رنج و تبعید و اسارت ، این ودیعه‌های خلقت را همراه می‌بردند
من خوب می‌دیدم که بی‌شک از چگور او
می‌آمد آن اشباح رنجور و سیه بیرون
وز زیر انگشتان چالاک و صبور او
بس کن خدا را ، ای چگوری ، بس
ساز تو وحشتناک و غمگین است
 هر پنجه کانجا می خرامانی
 بر پرده‌های آشنا با درد
گویی که چنگم در جگر می‌افکنی ، این‌ست
که‌م تاب و آرام شنیدن نیست
این‌ست
در این چگور پیر تو ، ای مرد ، پنهان کیست؟
روح کدامین شوربخت دردمند آیا
 در آن حصار تنگ زندانیست ؟
 با من بگو؟ ای بینوای دوره‌گرد ، آخر
با ساز پیرت این چه آواز ، این چه آیین ست ؟
گوید چگوری: این نه آوازست، نفرین‌ست
آواره‌ای آواز او چون نوحه یا چون ناله‌ای از گور
گوری ازین عهد سیه دل دور
اینجاست
تو چون شناسی ، این
روح سیه پوش قبیله‌ی ماست
از قتل عام هولناک قرن‌ها جسته
آزرده خسته
دیری‌ست در این کنج حسرت مأمنی جسته
گاهی که بیند زخمه‌ای دم‌ساز و باشد پنجه‌ای همدرد
خواند رثای عهد و آیین عزیزش را
غمگین و آهسته
اینک چگوری لحظه‌ای خاموش می‌ماند
و آن‌گاه می‌خواند:

«شو تا بشو گیر ،‌ ای خدا ، بر کوه‌ساران
می‌باره بارون ، ای خدا ، می‍باره بارون
از خانِ خانان ، ای خدا ، سردار بجنور
من شکوه دارن ، ای خدا ، دل‌ زار و زارون
آتش گرفتم ، ای خدا ، آتش گرفتم
شش تا جوونم ، ای خدا ، شد تیر بارون
ابر بهارون ، ای خدا بر کوه نباره
بر من بباره ، ای خدا ، دل لاله زارون»

بس کن خدا را بی خودم کردی
من در چگور تو صدای گریه‌ی خود را شنیدم باز
من می‌شناسم ، این صدای گریه‌ی من بود
بی اعتنا با من
مرد چگوری هم‌چنان سرگرم با کارش
و آن کاروان سایه و اشباح
در راه و رفتارش

/ 5 نظر / 28 بازدید
بهروز قهرمانی

از کنار من افسرده تنها تو مرو / دیگران گر همه رفتند خدا رو تو مرو (شفیع کدکنی) [شیطان][لبخند][افسوس] http://s3.picofile.com/file/8194114326/11400998_1067734729905797_5627838438306738129_n.jpg

طاهره

می خواین دسته جمعی یه نامه پر از فحش بفرستیم برا آق مارتین؟

raha

خاطرات قدیمیم [گل] من عاشق اشعار اخوان ثالث بودم غمگین اما پر محتوی خصوصا زمستان و آخر شاهنامه پیوندها کتیبه و شهر سنگستان عالی بود[دست][تایید]