ادامه

به خاطر سقفی که نبوده روی سرت
برای چاقوهای شکسته در کمرت

به خاطر سیگار و به خاطر سرطان
برای کشف زنی قد بلند در فنجان

برای آنها که وصله‌ی تنت شده‌اند
برای خاطره‌هایی که دشمنت شده‌اند

به خاطر غزل گیر کرده در دهنت
برای مرده‌ی جامانده توی پیرهنت

برای آن‌ها که در تنت مرور شدند
به خاطر آن‌هایی که از تو دور شدند

به خاطر همه‌ی گریه‌های نیمه‌شبی
خدای گم‌شده در چند جمله‌ی عربی

برای خاطر شعر-این دکان رنگ رزی-
برای این ادبیات فاخر عوضی

برای بالا آوردن جنون تنت
برای جن‌های مست کرده در دهنت

به خاطر بطری‌های چیده روی زمین
به خاطر سردرد و به خاطر کدئین

برای ماندن این دردهای سر در گم
به خاطر بی‌خوابی، به خاطر والیوم

برای وا شدن زخم‌های آخری‌ات
به خاطر سیگار وغذای حاضری‌ات

برای قهوه‌ی سرد و غذای شب مانده
برای دیدن صدباره‌ی پدرخوانده

به خاطر تنهاتر شدن... برای جنون
برای این سرگیجه ...برای غلظت خون

برای یک بشقاب اضافه موقعِ شام
برای یک شبح قوز کرده در حمام

برای کندن این زخم‌های بی‌تسکین
به‌خاطر بیداری، به خاطر کافئین

برای چاقو دادن به دست‌های جدید
برای دوست شدن با شکست‌های جدید

برای مرگ...زن هرزه‌ای که می‌آید
برای درک ِ زمین لرزه‌ای که می‌آید

به رقص مرگ میان تنت ادامه بده
نفس بگیر و به جان کندنت ادامه بده

شعری از حامد ابراهیم‌پور

/ 2 نظر / 28 بازدید
شیده

عوضی

مجتبی جهانشیر

به زودی در این محل پستی احداث میشود در مورد فیلمی با این موضوع: قطره های عرق(شبنم) روی تن بعضی افراد.